سانسور اروپا انگلیس انگلیس تاثیر گذار

سانسور: اروپا انگلیس انگلیس تاثیر گذار بین الملل ترزا می نخست وزیر انگلیس نخست وزیر ژاپن

گت بلاگز اخبار اجتماعی ادعای عجیب راجع به تلفات آلودگی هوای پایتخت کشور عزیزمان ایران

مدیر کل دفتر مشارکت‌های مردمی شرکت حفاظت محیط زیست می‌گوید تلفات آلودگی هوا در پایتخت کشور عزیزمان ایران به اندازه سقوط هر سال ۱۰۰ بوئینگ پانصد نفری است. 

ادعای عجیب راجع به تلفات آلودگی هوای پایتخت کشور عزیزمان ایران

ادعای عجیب راجع به تلفات آلودگی هوای تهران

عبارات مهم : ایران

مدیر کل دفتر همکاری های مردمی شرکت حفاظت محیط زیست می گوید تلفات آلودگی هوا در پایتخت کشور عزیزمان ایران به اندازه سقوط هر سال ۱۰۰ بوئینگ پانصد نفری هست.

شفقنا با محمد درویش، مدیر کل دفتر همکاری های مردمی شرکت حفاظت محیط زیست راجع به بحران آب، الودگی هوا و خاک و چالش ها و چشم انداز محیط زیست کشور عزیزمان ایران به گفت وگو پرداخته که در ادامه آمده است:

ادعای عجیب راجع به تلفات آلودگی هوای پایتخت کشور عزیزمان ایران

* بااهمیت ترین مسئله ی محیط زیست در حال حاضر بحران آب و آلودگی هوا در کلانشهرها علی الخصوص در پایتخت زیاد به چشم می آید، به نظر شما دولت و به خاص شرکت محیط زیست در چهار سال آینده بااهمیت ترین برنامه ای که باید در این راستا داشته باشد، چیست؟

اولاً که بااهمیت ترین بحران محیط زیست ما آلودگی هوا یا بحران آب نیست، بااهمیت ترین بحران محیط زیستی ما بحران خاک هست. در واقع سه برابر میانگین آسیا قیمت هدر رفت خاک از آن ما است و بالاترین قیمت را در دنیا داریم. ما هر سال دو میلیارد تن خاک را داریم از دست می دهیم که با توجه به این که هر تن خاک بیست و هشت دلار ارزش گذاری شده است هست. یعنی ما سالی ۵۶ میلیارد دلار خاک داریم از دست می دهیم که سرمایه ملی نیز به شمار می آید. سال ۹۵ ما بالاترین میزان تولید کشاورزی را داشتیم اگر ارزش کل تولید کشاورزی اعم از زراعت، باغ، دام، طیور، شیلات و…باشد سال گذشته چیزی حدود ۴۷ یا ۴۸ میلیارد دلار بود و ما جهت این کشاورزی ۵۶ میلیارد دلار خاک داریم از دست می دهیم.

*با توجه به این میزان از دست دادن خاک در ایران، سرعت خاکزایی ما چقدر است؟

مدیر کل دفتر مشارکت‌های مردمی شرکت حفاظت محیط زیست می‌گوید تلفات آلودگی هوا در پایتخت کشور عزیزمان ایران به اندازه سقوط هر سال ۱۰۰ بوئینگ پانصد نفری است. 

سرعت خاکزایی در کشور عزیزمان ایران یک ششم سرعت از دست رفتن خاک است و اگر کشوری خاک خود را از دست بدهد به این منظور است که کارش تمام شده است هست. به علت اینکه هر سانتی متر خاک در کشور عزیزمان ایران به طور میانگین ۸۰۰ سال وقت می برد تا شکل بگیرد. کشورهایی که دچار کمبود آب باشند با تمهیدات متفاوت می توانند آب خود را جبران کنند، در آخرسر می توانند بروند نمک زدایی از آب دریا کنند، و آب خود را جبران کنند. ولی کشوری که خاک نداشته باشد هیچ کشوری به آن خاک نمی دهد.

*چراغ قرمز بحران خاک از چه زمانی روشن شد؟

از سال ۱۹۸۰ بود که گزارش فاوا منتشر شد و اعلام کردند که ۵۶ ملیون هکتار از وسعت کشور عزیزمان ایران فرسایش بالای ۱۲ تن در هکتار است.

*ما بعد از این همه سال هنوز نتوانستیم جهت این عنوان راه حلی پیدا کنیم؟

ادعای عجیب راجع به تلفات آلودگی هوای پایتخت کشور عزیزمان ایران

نه تنها برنامه ای نداشتیم بلکه به مراتب اوضاع بدتر شد.

*دلیل بحران کمبود خاک چیست؟

ما موقعی معضل فرسایش خاک را درک کردیم که سد ساختیم. هنگامی که سد ساختیم گفتیم سدی که عمر میانگین آن را ما ۵۰ سال گذاشته بودیم آیا آنقدر سریع پر شد، آیا دیگر کارایی ندارد؟ بعد فهمیدیم این خاک ها شسته می شود و پشت این سدها پر می شود، بعد تازه با یک بحرانی به نام لایروبی سدها روبرو شدیم و فهمیدیم که آیا قیمت فرسایش خاک در کشور عزیزمان ایران زیاد هست. این که می گویند سدها به هیچ درد نمی خورد به این درد خورد، تنها دردی که این سدها به آن می خوردند این هست.

مدیر کل دفتر مشارکت‌های مردمی شرکت حفاظت محیط زیست می‌گوید تلفات آلودگی هوا در پایتخت کشور عزیزمان ایران به اندازه سقوط هر سال ۱۰۰ بوئینگ پانصد نفری است. 

*پس در حال حاضر بحران کمبود آب و آلودگی هوا معضل جدی ما بشمار نمی آید؟

چرا معضل هست، خیلی معضل جدی ای هم است ولی بحران خاک به مراتب بحران جدی تری است.

ادعای عجیب راجع به تلفات آلودگی هوای پایتخت کشور عزیزمان ایران

*چه شد که ما بحران خاک پیدا کردیم؟

ما به بهانه ی توسعه ی کشاورزی رفتیم در اراضی شیبدار، اجازه دادیم تراکتور برود و آنها را تبدیل به دیمزار کردیم، دیمزارها حداقل ۶ ماه از سال خالی و لخت هستند و در معرض قطرات باران به شدت قرار گرفتند چون پوشش گیاهی طبیعی ارزش را هم دامنه ها از دست دادند و عملاً شسته شدند و خاک آنها از بین رفت که یکی از بااهمیت ترین دلایل این عنوان بود. دلایل دیگر، عوض کردن کاربری رویشگاه های جنگلی و اراضی کشاورزی و عوض کردن کاربری اراضی کشاورزی به ویلاها و سکونتگاه های صنعتی و بزرگراه سازی و راه سازی های غیراصولی و همه ی اینها دست به دست هم دادند تا قیمت فرسایش خاک در کشور عزیزمان ایران به این مرز فاجعه بار برسد.

بخشی از فرسایش خاک ما فرسایش بادی است که خشک شدن تالاب ها باعث شد چشمه های تولید گرد و خاک تازه بوجود بیاید که می توان گفت کانون های بحران فرسایش بادی را در واقع شدت یافتن کرد. ماجرای جابه جایی خاک که حدود یک میلیارد تن از کل دو میلیارد تن ناشی از فرسایش بادی است همچنین نیمی از فرسایش خاک هم آبی و هم بادی است که این عنوان فاجعه بزرگی جهت ما رقم می خورد. سدسازی ها یکی از بااهمیت ترین دلایل خشک شدن تالاب ها در پایین دست است به همراه توسعه ی کشاورزی، زدن چاه های عمیق و غیرعمیق که باعث شده است است تالاب های ما نابود شود و به جای تالاب ها در کانون های بحرانی فرسایش بادی شکل گرفته هست. دریاچه ی ارومیه، گاوخونی، هامون، بختگان، تشت، بهارلو، کمجان، هرژن، کافتر، شادگان ، هورالعظیم، اینها از جمله ی تالاب های ما است که الان تبدیل به چشمه های تولید گرد و خاک شده است است.

*سوالی که اینجا بوجود می آید این است که با توجه به کمبود خاکی که شما عنوان می کنید بعد آیا ما قاچاق خاکی که سال گذشته عنوان شد داریم!

این که سال گذشته مطرح شد قاچاق خاک نبود، قاچاق یک ماده ی اولیه ی سیمان بود که به آن کلینکر می گویند که به بوشهر برده بودند که یک ماده ی خامی هست. مثلاً سنگ آهن، مس صادر می کنیم این ماده اولیه نیز صادر می کنیم. یک گزارشی ۱۰ سال پیش از انتقال خاک های حاصلخیز ما از دامنه های سهند و سبلان داشتیم جهت گلخانه های امارات متحده ی عربی و یک تفاهم نامه ای هم در واقع سفیر ما در قطر بسته بود جهت لایروبی اروند رود و کارون که لایه های آن را ببرند به کشورهای حوزه ی جنوب خلیج فارس به خاص قطر که جلوی آن گرفته شد. یعنی عملاً هیچ صادرات خاکی وجود ندارد.

*قاچاق خاک به آن صورتی که پارسال این همه سر و صدا ایجاد کرد وجود نداشت؟

نه اصلاً.

*بحران خاک فاصله بگیریم، بحث آلودگی آب و کمبود آب را شما چطور می بینید؟

آلودگی هوا بحران خیلی جدی ای در کشور عزیزمان ایران هست. سال ۲۰۱۷، آژانس محیط زیست اتحادیه ی اروپا یک گزارشی را انتشار داده است از میزان تلفات آلودگی هوا در سال ۲۰۱۶، فکر می کنید در سال ۲۰۱۶ چند نفر در اثر آلودگی هوا کشته شدند؟ این توصیه را اشاره کنم که کیفیت خودروهای اتحادیه ی اروپا خیلی خوب است ولی با توجه به این عنوان چهارصد هزار نفر کشته شدند و اتحادیه ی اروپا رسما اعلام کرد.

در بریتانیا ۴۰ هزار نفر سال گذشته کشته شدند، در لندن ۹ هزار ولی جالبی مطلب اینجاست که کشور عزیزمان ایران نیز اعلام کرد که در پایتخت کشور عزیزمان ایران ۵ هزار نفر بر اثر آلودگی هوا کشته شدند که این شوخی بزرگی هست. یعنی در بریتانیا که حداقل استاندارد ماشین یورو۶ است و سوخت آن یورو۶ است چهل هزار نفر کشته می شود، در لندن نه هزار و پانصد نفر، در پایتخت کشور عزیزمان ایران حداقل باید ۹۵ هزارنفر کشته شوند نه ۵ هزار نفر که متاسفانه ما اعلام نمی کنیم! به خاطر این که می ترسیم. مردم دلواپس می شوند و کاری هم نمی توانیم برایشان کنیم.

*چرا ما از دهه ۶۰ الودگی هوا داریم و هنور نتوانستیم در این باره راه چاره ای بیاندیشیم؟

اصلاً ما داریم راه را اشتباه می رویم. هنگامی که شما در یک اتوبان دارید راه را اشتباه می روید کم کردن سرعت تو را به مقصد نمی رساند، اگر می خواهید به مقصد برسید باید دلیری دور زدن داشته باشید. حرف من هم این است در اتحادیه ی اروپا که ماشین یورو۶ هست، بنزین یورو۶ هست، چهل هزارنفر کشته شدند، بعد حالا فرضاً بنزین یورو۴ هم نه، یورو ۶ بیاوریم، خودروها هم همه آخرین مدل باشد، آیا آمستردام، کوپنهاگ، استهکلم ، اِسلو رفتند به سمت ترد خودرومحوری به سمت ایجاد مسیرهای ایمن دوچرخه سواری، پیاده راه، گسترش حمل و نقل ریلی و آیا دیگر نرفتند بزرگراه و پل بسازند؟ اتوبان بسازند؟ پارکینگ طبقاتی بسازند؟ چون اصلاً این راه جواب نمی دهد.

الان دیگر هیچ فرد خردمندی نمی آید وسط بافت تاریخی مثل نواب یک اتوبان بکشد خودش هم بگذارد لیدر سازندگی! این یک خطای بزرگ هست. کسی وسط بافت شهری اش اتوبان نمی سازد که مثل یک هیولا دی اکسید و مونوکسید کربن را در شهر بدمد. اتفاقاً ما باید کاری بکنیم تا اوضاع سخت تر شود تا اوضاع جهت خودروسواری دشوارتر بشود که مردم رغبت کنند خودروهایشان را کنار بگذارند. اگر ما می خواهیم معضل آلودگی هوا را حل کنیم باید مبلمان شهری را براساس انسان محوری از نو تعریف کنیم. شرکت محیط زیست امسال آمده جشنواره سکونتگاه های سبز را دارد، برگزار می کند که از این طریق انگیزه ایجاد می کند جهت رهبران شهری که هر رهبری که بیشترین مسیر ایمن دوچرخه سواری را ایجاد کرد، زیاد مسیر پیاده راه ایجاد کرد و آلودگی صوتی را کم کرد و به سمت گسترش حمل و نقل ریلی رفت. آن وقت آن است که دیده می شود، آن است که از معافیت های مالیاتی برخوردار می شود. نخستین دوره این جشنواره امسال برگزار می شود.

*آیا با برگزاری همایش، تشکیل کمپین، صحبت ها و… مسئله حل می شود، آیا نباید یک راه حل درست و حسابی در این باره داشته باشیم با توجه به اینکه پایتخت کشور عزیزمان ایران هر روز بزرگتر از روز گذشته می شود؟

شمافکر می کنید کی جوابگو است؟ من فکر می کنم یک راه مهم این هست؛ این که ما فشار بیاوریم خودروهای بی کیفیت را از بین بردن کنیم و پلاک نکنیم، خودروهای فرسوده را از بین بردن کنیم و جایگزین بذاریم حتی به سراغ خودروهای هیبرید برقی برویم.

*فرهنگ آمستردام را می خواهید با فرهنگ کشور عزیزمان ایران یکی کنیم؟

خیر، ولی آمستردام ظرف ۴۷ سال این اتفاق در آن افتاده هست. نه ظرف یک سال، ما در همین ۹۱ هفته ای که سه شنبه های بدون ماشین را راه انداخته ایم هشتصد و شصت و پنج کیلومتر مسیر ایمن دوچرخه سواری در ۱۴ شهر ایجاد کردیم و توانستیم عوض کردن راهبردی ایجاد کنیم، بعد ما می توانیم در واقع کار مهمی در این حوزه انجام بدهیم. ما در واقع در ۹ شهر پیاده راه ایجاد کردیم. اصفهان چهارباغ خود را به روی خودروهای موتوری بسته است و اینها اتفاقاتی است که اتفاقاً از مرحله ی شعار و حرف گذشته است و وارد مرحله ی عمل شده است هست. این ها را ما باید ادامه بدهیم. جهت این که ادامه بدهیم نیاز به این است که انگیزه ایجاد کنیم.

*اشاره به شهرداری کردید، تعامل محیط زیست و شهرداری در وقت آقای قالیباف چطور بود؟

خیلی بد.

*چرا؟

در واقع آقای قالیباف کمتر فهمی از یک شهر انسان محور داشت. آقای قالیباف عنوان کمپین انتخاباتی خود را گذاشته بود «می خواهم کشور عزیزمان ایران را پایتخت کشور عزیزمان ایران کنم». آقای قالیباف تابلو می گذاشت جلوی تونل نیایش، جلوی تونل توحید، جلوی اتوبان صدر که سیصد و چهل و هفت روز مانده به افتتاح آن، ۲۴۰ روز مانده به افتتاح آن.

بعد گفت منفی ۷۰ روز، ببخشید دیر شد و همه می گفتند این عجب رهبری هست، عجب شهرداری است دارد عذرخواهی می کند که این پروژه دارد دیر تمام می شود. ولی مسئله این است که این پروژه ها اشتباه بود. اگر ۵۰۰ هزارنفر ، ۵۰۰ هزار ماشین در پایتخت کشور عزیزمان ایران دارد شماره گذاری می شود یک علت آن مبلمان غلط پایتخت کشور عزیزمان ایران است که چراغ سبز نشان داد به ماشین محوری. شهروندان تهرانی بیست میلیون ساعت از عمرشان در ترافیک هدر می رود که ارزش آن می شود ده هزار میلیارد تومان. تهرانی که بالاترین میزان نزاع در هر صد هزارنفر در کشور را دارد، هفت هزار نزاع در هر صد هزار نفر که به خاطر این آلودگی صوتی که به ۸۲ دسی بل رسیده هست. هنگامی که به آقای قالیباف می گفتیم که جهت پایتخت کشور عزیزمان ایران مسیر ایمن دوچرخه سواری طراحی کنید، عنوان می کردند ۴۰۰ هزار میلیارد پول آن می شود ما نداریم. اگر ندارید چطور ۶۸۰۰میلیارد تومان داشتید اتوبان صدر را دوطبقه کنید همچنین جهت تونل توحید، نیایش و… ۱۱ هزار میلیارد تومان پول داشتید آن وقت ۴۰۰ میلیارد تومان بودجه ندارید که مسیر دوچرخه سواری ایجاد کنید!؟ به علت اینکه در اولویت های شهرداری نبود!

*پس شورا، شهرداری، با محیط زیست هیچگونه تعاملی نداشتند؟

بله کاملاً. امیدواریم که این دوره بهتر باشد.

*پیش بینی شما از تعامل این دوره شهرداری و شورای شهر تازه با محیط زیست چگونه است؟

به نظرم این دوره تعامل بهتر است به خاطر این که این دوره از اعضا تمایلات محیط زیستی بیشتری دارند و تیمی که در راس کار آمده تیم خیلی نیرومند تر هستند. ما چندین جلسه با اعضای شورای شهر داشتیم که خروجی این جلسات این بود که به سمت انسان محوری حرکت کنند که نخستین گامی که برداشتند مسیر ایمن دوچرخه سواری در خیابان کریمخان را ایجاد کردند و این اتفاق خجسته ای است که نشان دهنده ی عوض کردن است.

* بحران آب ما چقدر جدی هست؟

بحران آب ما بسیار جدی هست. ما به جای اینکه ۲۰ درصد تا ۴۰ درصد آب را در یک سال مصرف کنیم، آب قابل استحصال مان بیش از ۱۰۰ درصد داریم مصرف می کنیم. هیچ وقت در تاریخ کشور عزیزمان ایران سابقه نداشته که هم آلماگول، آلاگل، آج گل در پایاب اترک خشک شود، هم گومیشان یک و نیم کیلومتر عقب نشینی کند. هم خلیج گردان تبدیل شود به یک چشمه ی تولید گرد و خاک.

* علت کمبود آب چه هست؟ آیا استفاده ی نادرست است یا آن هم دارد قاچاق می شود؟

خیر. در واقع ما متناسب با واقعیت های اکولوژیک سرزمین بارگذاری نمی کنیم. ما در کمربند خشک دنیا هستیم، میانگین ریزش های آسمانی ما یک سوم میانگین جهانی هست، تبخیر ما ۵۰ درصد زیاد هست، بعد می آییم بر اساس آسمان بارگذاری می کنیم، به توسعه ی کشاورزی مشغول هستیم، به توسعه ی صنایع پرمصرف مثل فولاد مشغول هستیم، یا سیمان، یا سفال یا لاستیک.

در صورتی که مزیت های ما استحصال انرژی های نو هست. مزیت های ما زیرساخت های مورد نیاز جهت گردشگری پایدار هست. رفتن به سمت کسب و کارهای سبز هست. اینها مزیت های ما هستند. ما در قلب بزرگراه ی ابریشم قرار گرفتیم و می توانیم از محل ترانزیت بازرگانی پول تولید کنیم، ما می توانیم از ۴۷۰۰ کیلومتر مرز آبی خود پول تولید بکنیم، ما می توانیم از سرمایه ی انسانی خود پول تولید بکنیم، از توریسم عشایر، از توریسم علمی، از توریسم پزشکی، از توریسم ورزشی می توانیم پول تولید بکنیم، ولی ما رفته ایم سراغ خودکفایی در کشاورزی و این بزرگترین بلا را بر سر منابع آب کشاورزی ما ، منابع آب زیرزمینی ما آورده است.

همه ی تالاب های ما خشک شده است هست. ما به شدت دچار ضعف مدیریتی هستیم. ما می آییم گوجه فرنگی، هندوانه، برنج، چغندر می کاریم و فقط اگر آب اینها را حساب کنیم ده ها برابر قیمت این محصولات هست. ما باید ببریم به سمت گزینه هایی که مزیت های واقعی کشور ما هستند. یعنی ما باید برویم به سمت ایجاد اکوکمپ ها، اکولوژها، ایجاد اکوسافاری ها، جامعه ی محلی و بوم نشین ما باید از محل تماشای چشم اندازهای منحصر به فرد طبیعی، تاریخی و فرهنگی پول بسازیم و ما باید این زیرساخت ها را ایجاد بکنیم. باید فرودگاه های مجهز در تمام شهرهایمان ایجاد بکنیم، هتل های مجهز ایجاد بکنیم، اکوکمپ های مجهز ایجاد بکنیم.

*ارزیابی شما از مدیریت ۴ ساله زن ابتکار چیست؟

دوره ی چهار ساله ای که زن ابتکار ریاست شرکت را داشت از نظر حمایت نرم افزاری و سخت افزاری یکی از بد بختی بارترین دوره های شرکت محیط زیست بود.

*چرا؟

به شدت بودجه ی شرکت محیط زیست کم بود و کمتر هم شد. حتی سال گذشته ۵۵ میلیارد تومان، یعنی یک سوم بودجه ی شرکت محیط زیست کم شد. به خاطر تنگناهای دولت، به خاطر تحریم ها و به خاطر مشکلاتی که داشت، بودجه ی شرکت محیط زیست به اندازه ی شهرداری ناحیه ی ۲ منطقه ی پنج پایتخت کشور عزیزمان ایران هم نیست.

دولت جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران هر سال به منطقه ی آزاد ارس، به منطقه ی آزاد ماکو، ششصد میلیارد تومان کمک بلاعوض می کند. کل بودجه ی شرکت محیط زیست هرگز به دویست میلیارد تومان نرسید. این شرکت با این همه مسئولیت و با این پول چه کاری می تواند بکند؟ کاری نمی تواند بکند، حتی نمی توان پول بنزین محیط بانانش را بدهد. نگاه به محیط زیست یک نگاه فانتزی هست. ما می خواهیم که یک شرکت محیط زیست داشته باشیم. ولی قرار نیست شرکت محیط زیست ما قدرتمند باشد و بتواند مسیر توسعه را عوض کردن دهد.

*فکر نمی کنید همین آسیب به بدنه ی کشور عزیزمان ایران وارد می شود؟

بله. دارد می زند. این عدم توجه می زند ولی چون در درازمدت می زند و عمر دولت ها چهارساله است و دولت ها می خواهند نشان بدهند که اشتغال ایجاد کردند و تورم را مهار کردند حالا چهارتا درخت کمتر، چهارتا تالاب کمتر، ولی بعد به یک جایی می رسیم که دیگر هیچ کاری نمی شود کرد. مثل الان خشک شدن دریاچه ی ارومیه که یقه ی دولت روحانی را گرفته است که باید بیست هزار میلیارد تومان هزینه کنیم تا بتوانند دریاچه را احیا کنیم. یعنی هزار برابر بودجه ی شرکت محیط زیست در یک سال.

شما دقت کنید بالاترین میزان افسردگی، طلاق، بزهکاری، قاچاق مواد مخدر در همچین شهری رخ می دهد. به نظر من، مردم در کلانشهرها زندگی نمی کنند که، زنده گی می کنند. با توجه به آلودگی های زیادی که داریم مردم همه دچار اختلالات روانی شدید هستند. اینها همه در واقع نتیجه ی عدم توجه به ملاحظات محیط زیستی در پایتخت کشور عزیزمان ایران هست. پایتخت کشور عزیزمان ایران به جای این که از محل عوارض درآمد حفاظت خود را تامین بکند از محل تراکم فروشی دارد تامین می کند. پایتخت کشور عزیزمان ایران همچنان ارزان ترین شهر کشور عزیزمان ایران هست. همه رها می کنند می آیند پایتخت کشور عزیزمان ایران می گویند بالاخره یک کاری هم پیدا می کنیم. نباید اینطور باشد!

*چرا هیچ قدرتی وجود ندارد این را سامان بدهد؟

متأسفانه مدیرانی که قرار بوده در این حوزه ها مسئولیت داشته باشند فهم سکونتگاه های زیستی را در واقع نداشتند. آقای قالیباف می توانست یک فرمانده ی نیروی انتظامی خیلی خوبی باشد ولی آیا آقای قالیباف باید شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران باشد؟

*چون هیچ کس جای خود نیست؟

هیچ کس جای خودش نیست و بعد هم همچین اتفاقی می افتد. حتی فکر می کند خیلی کار خوبی کرده است و باید مدیر جمهور شود. بعد اسم کمپین خود را می گذارد «من می خواهم کشور عزیزمان ایران را پایتخت کشور عزیزمان ایران بکنم»

*تهران را از لحاظ بهداشت چطور می بینید؟

اگر بخواهم با دقت به این پرسش جواب بدهم، باید برویم به آمارهایی که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بوده رجوع کنیم، این که در ۹ ماهه ی اول سال میانگین عمر درگذشتگان در پایتخت کشور عزیزمان ایران ۴۹٫۸ دهم است و روی کاغذ امید به زندگی ۷۷ است در تهران، نشان دهنده ی این است که وضع ما خیلی خراب هست. ولی اعلام نمی شود. پنج هزار نفر کشته در پایتخت کشور عزیزمان ایران یعنی این که ده تا بوئینگ پانصد نفری سقوط بکند. یک اتوبوس هفته ی پیش ۹ نفر کشته داد چه جنجالی به پا کرد! حتماً باید ۱۰ بوئینگ سقوط بکند تا ما متوجه عمق بحران در پایتخت کشور عزیزمان ایران بشویم. واقعاً اوضاع زمانی بغرنج تر است که یادمان باشد که ۱۰ بوئینگ در پایتخت کشور عزیزمان ایران سقوط نمی کند، ۱۰۰ تا بوئینگ است که دارد سقوط می کند!! و ما اعلام نمی کنیم. یعنی تلفات آلودگی هوا حدود ۱۰۰ هزار نفر است و در بیمارستان هاست و ما اعلام نمی کنیم.!!

*چقدر امید دارید این دوره ی تازه شورا و ریاست آقای نجفی می تواند کمک حال باشد؟

این امید را داریم که حداقل اوضاع بدتر نشود، یک سری از خطاها جبران بشود و یا شدت یافتن نشود، ولی مشخص است که ماجرای پایتخت کشور عزیزمان ایران اگر قرار باشد که درست بشود دست کم به بیست سال کار درست مدیریت خردمندانه نیاز دارد. نیاز به این دارد که پایتخت سیاسی کشور عزیزمان ایران جابه جا شود و در پایتخت کشور عزیزمان ایران نباشد، نیاز به این دارد که هزینه ی زندگی در پایتخت کشور عزیزمان ایران زیاد کردن پیدا بکند.

نیاز به این دارد که ما اجازه ندهیم هیچ منزل ای زیر ۱۰۰ سال کلنگی اعلام شود، نیاز به این دارد که تراکم فروشی متوقف شود، نیاز به این داریم که قانون باغ شهرها مُلغی اعلام بشود، نیاز به این دارد که در پایتخت کشور عزیزمان ایران کسی با خودروی شخصی تردد نکند، مسیرهای ایمن جهت دوچرخه سواری، پیاده روها و سیستم های حمل و نقل ریلی باشد و در شیب پایتخت کشور عزیزمان ایران مردم از دوچرخه های برقی هیبرید استفاده می کنند. اگر این اتفاقات بیفتد پایتخت کشور عزیزمان ایران می تواند یک شهر کاملاً قابل سکونت با استانداردهای مطلوب زیستی باشد.

واژه های کلیدی: ایران | آلودگی | کشاورزی | کشاورزی | آلودگی هوا | آلودگی صوتی | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog